برای تشکر


راستش فکر نمی کردم با حرفهای استاد این جوری بهم بریزم و خودم را زیر سئوال ببرم اما به هر حال از پیامد آن هم جان سالم بدر نبردیم اول امتحان پایان ترم آزمایشگاه و بعد روحیه خراب و عصبی ! اما یه درس بزرگ داشت و آن این بود که من هنوز خودم رو نشناختم و این جای بسی تاسف است و الا اگر تواناییهای خودم را میشناختم و به خودم ایمان داشتم این جوری از یک قضاوت بهم نمیریختم و اگر بی انصاف نباشم انتقاد پذیریم هم کم است پس درسهای بزرگی در پس این ضربه بود یک تلنگر خوب و مفیدی بود ، اما باید از خیلی ها هم تشکر کنم که تجربیات خودشون رو در اختیار من گذاشتند تا دوباره روحیه ام را بدست آورم ، امروز آز معدنی را خوب دادم و جز یک اشکال کوچک که ما حصل شک و لجبازی بود اشتباهی نداشتم ،برایم لذت بخش بود چون مجبور بودم از قوه استدلالم استفاده کنم از درسی که مفهومی واستدلالی باشد لذت میبرم ،یکی از خوبیهای اینترنت آشنا شدن با نظرات مختلف است و از این بابت خدا را شکر میکنم ، حالا کم کم دار م از حالت دبیرستانی در می آیم ،و این شروع خوبی است ،

/ 0 نظر / 7 بازدید