فقط برای خدا


امشب آخرین شب قدر است و من هنوز مجال یک راز ونیاز خالصانه را با او نداشتم اگر این امتحان لعنتی شیمی فیزیک نبود شاید در این شبها به جای خواندن درس کمی به روح آشفته و پریشان خود سرو سامانی میدادم ، دلم نمیخواهد صحبتهایم با خدا رنگ وبوی امتحان به خود بگیرند دوست دارم به سنت گذشته دوباره در خلوت شبانه مان من بگویم و او گوش کند و در آخر این من باشم که از فرط اشک چشمانم را ببندم و او این دخترک
نا آرامش را دلداری دهد ، نباید این رابطه را اینترنتی کنم میدانم مثل یک راز است اما امشب حسابی از خودم شاکیم ، دوباره طوفانی شدم و تو خوب میدانی که وقتی اینگونه ام هیچ چیز جز یک اعتراف نمیتواند من را آرام کند ، بگذار برایت باز بگویم شاید کمی از آن آرامش از دست رفته باز گردد ، خدایا برایم دیگر هیچ امتحانی مهم نیست دوست دارم امشب مهمان درگاهت باشم به هر قیمتی که شده.
پیش امارت دل ام القری کدام است؟ وقتی تو را نبینم سعی و صفا کدام است ؟
گفتی: الست و ربک گفتم: بلی ولیکن وقتی بلا نباشد قالوا بلی کدام است

/ 0 نظر / 7 بازدید