نتیجه گیری...

*اصولا وقتی مقاله اکسپت می شه تا زمانی که به چاپ برسه مراحل مختلفی را طی می کنه در Springer یک پروسه ی هفت مرحله ای را طی می کنی. از تایید کردن قانون کپی رایت و open accessگرفته تا مثلا انتخاب رنگی بودن عکسها موقع پرینت و... سپس تایپ شدن مجدد مقاله توسط تایپیست و تصحیح مجدد با نظر خودت است که کمی وقت گیر است و در نهایت مقاله به صورت آنلاین چاپ می شود. پس از آن نوبت به چاپ آن در یکی از نسخه های مجله است که این ممکنه چند ماهی طول بکشد.

**در این مدت دو تا مقاله را باید داوری می کردم که یکی را به دلیل اینکه فرصت نداشتم قبول نکردم و دیگری را هم که قبول کردم اشکالات زیادی داشت. در بخشی از کار به صورت تصادفی رفرنسهایی که در مقاله بود را چک کردم و متوجه شدم نویسنده ی محترم تصادفا یک سری از بخشهای مقاله اش دقیقا Copy و Paste یکی از رفرنسهایش هست. مساله را به ادیتور اصلی مقاله اطلاع دادم که براساس قوانین مجله در مورد چاپ مقاله تصمیم گیری کند. اینکه ما برای تحلیل بخشهایی از مقاله مون مجبور باشیم به مقالات دیگری رفرنس بزنیم مشکلی نیست اما در این حالت هم ساختار جمله ها باید بازنویسی و تغییر داده شود به حدی که مفهوم کلی مطلب دستخوش تغییرات نشود. به عبارتی شما باید درک و تعبیرتان از موضوعی که مثلا در مقاله ی دیگران مطرح شده را بنویسید. این به ویژه توی بخش های بحث و نتیجه گیری مقاله اهمیت زیادی دارد. متاسفانه نویسنده ی مقاله اعلام کرده بود که روش سنتز را از این رفرنس برداشته است. در صورتی که در جای جای مقاله اش از این مقاله رونویسی کرده بود!!!!...

*از برنامه ی تابستانی مدرسه فقط دو هفته باقی مانده است.این مدت تجربه ی خوبی برای من بود. یک جوری تلاش کردیم برنامه به صورت هماهنگ اجرا شود. غیر از نگارش طرح درس جامع برای سه پایه ی مختلف به نظرم جمع بندی و گزینش نفرات برتر دشوارترین بخش ماجرا برای ما خواهد بود. پایه هشتم را امسال با تحقیقات جنایی شروع کردیم . برای نگارش طرح درسش مجبور شدم مطالب متنوعی از سایت های مختلف دانلود و ترجمه کنم. البته محدودیت زمانی و امکانات هم داشتیم اما تا الان تونستیم با کاربرگهای منزل و مدرسه حسابی بچه ها را درگیر کاربرد علوم مختلف در این حوزه کنیم. تا اینجا مباحث شیمی ، ریاضی و زیست شناسی را به کار گرفتیم و آخرین مبحث مان فیزیکی است. بچه ها را زیاد درگیر مباحث آماری ریاضی کردیم و خب رسم نمودار و تحلیل آن نیز جزو برنامه هامون بود. برای جلسه ی آخر هیچ برنامه ای ننوشتم می خواستم براساس فعالیت های بچه ها در طول کلاسهای تابستانی و نتایجشان این جلسه ی آخر را برنامه ریزی کنیم.... فعلا بزرگترین دغدغه ی من نوشتن داستان یک معما برای پنج کلاس است...

 

 

 

 

/ 1 نظر / 38 بازدید
خسرو پیری

همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی وقتـــی بغــــض میکـــُنی وقتـــی دآغونــــی وقــــتی دلــِت شکــــستـه دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ انقــــدر حـ ـرف دآری کـــه فقــط میتونــی بگـ ـی : “بیخـــیآل“…[گل][گل]