وب نوشت یک شیمیست
خاطرات و تجربیات کاری (در زمینه شیمی ) 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

اانگار همین دیروز بود که ساعت 8 رسیدیم دزفول ، دنبال سبزه برای سفره هفت سین
می گشتیم آخرش هم پیدا نکردیم بابا که خسته از 12 ساعت رانندگی مداوم بود ، کلی سرمون غر زد که حالا تو این شهر غریب سبزه به چه دردتون می خوره؟! ، بلاخره رضایت دادیم و رفتیم به پایگاه وحدتی دزفول ، "پایگاه هوایی " قبل از اینکه ما بیام خیلی انتظارمون رو کشیده بودند ، یکی از دوستان بابا بارها اومده بود دم در پایگاه ، خلاصه تا خودمون رو معرفی کردیم با احترام راهنماییمون کردند بریم به جایی که برامون در نظر گرفته بودند ، اون مکان برام چندان هم غریبه نبود ، یک بار دیگه هم اومده بودم ، منم با وجود سردی هوا شیشه ماشین رو کشیده بودم پایین تا بوی خوش گلهای بهار نارنج رو استشمام کنم ،
تا اینکه به اون مکان آشنا رسیدیم یه خونه بزرگ با یه باغ وسیع پر از گلهای بهار نارنج
به ندا گفتم سبزه و گل مون هم جور شد گفت: چه جور؟ گفتم : یه شاخه گل بهار نارنج !!!!
و این جوری شد که یه سفره خیلی کوچک انداختیم و برای اولین بار سال نو رو خارج از خونه تحویل گرفتیم !!!!!! و باز هم نوای یا مقلب القلوب بابا بود و اشکهای مامان در غم کسانی که از دست داده بودیم ، چقدر وداع با سالی که گذشت سخت بود ، من که همه صحنه هاش رو از تهران تا دزفول دوره کرده بودم ، بلاخره سال تحویل شد ، و امسال تا چند روز دیگه سال جدید میاد و اگه خدا بخواد دوباره دزفول هستیم ، کنار رود دز و درخت نارنج و....
برنامه سفر رو ریختیم اما از آنجایی که بابا باید موافقت کنه تا یه مقداریش تصویب شده ، اول دزفول بعد آبادان و ماهشهر و در نهایت بهبهان ، در کل استان خوزستان ، دیدن رود کارون و اروند با مظاهر مدنیت ایرانی " کاخ آپادانا و معبد چغازنبیل " شوش و شوشتر
و خرمشهر و از همه مهمتر دیدن بستگانی که فقط سالی یک بار فرصت دیدارشون رو داریم ، عموها و عمه ها و مادر بزرگ پیری که بعد از رفتن پدر بزرگ خیلی تنها شده و هر سال انتظار دیدن ما رو داره ، تا یادم نرفته برنامه بازدید از مناطق جنگی رو هم من می ریزم ، تو این مواقع همه سرم جیغ می کشن که دست از این خل و چل بازیهات بردار !!!!

دیدن غروب شط العرب وای که چقد زیباست !!!!راستی به دیدن دایی حمید هم می رم " گلزار شهدای آبادان " خیلی دلم میخواست که جشن تولدم رو کنار مزارش می گرفتم ، من و او و بابا بزرگ ،با یه دعای توسل که مثه همیشه خودم میخونم و تسبیحش هم می شه هدیه روز تولدم ، ولی از آنجایی که جاهای مختلفی رو باید بریم، بازم تو راه هستیم ، مطمئنم هیچکس یادش نمی ره ، تو این مواقع تازه سعی میکنند یه جورایی بهم گوشزد کنند
چون من باید همه رو مهمون کنم ، خوب این دفعه زیاد می نویسم اولا : تولد همه متولدین فروردین رو بهشون تبریک میگم ،خصوصا هم کلاسیهای خوبم : بهاره ها ، ندا و مرجان و عاطفه و .... و از همه مهمتر خواهر گلم ندا

به خودم هم که هزاران بار تبریک می گم با یه میلیارد کارت پستال سفارشی !!!!!!! " 31مارس یا 11 فروردین " یه روزی مثه همه روزهای دیگه با این تفاوت که من هر سال به خودم یه قولهایی میدم .
سال نو شمسی رو به همه وبلاگ نویسان و خوانندگان وبلاگ هم تبریک میگم و یه سال سرشار از خوبی و نشاط و پیشرفت و سعادت و.. رو براشون آرزو میکنم .
حلالم کنید
با یه شناسنامه ابودانی

[ دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۱ ] [ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ HODA ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من آن خاکستر سردم که در من شعله ی همه عصیان هاست... من آن دریای آرامم که در من فریاد همه توفان هاست... من آن سرداب تاریکم که در من آتش همه ایمان هاست.... احمد شاملو...
آرشيو مطالب
RSS Feed

Free counter and web stats  RSS FEED